تبليغاتX
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــارش
دوست داشتنی دیگر!
یاحق


در دوست داشتنم ترس است.دلهره است.اضطراب است و شوق است...
ولوله ایست که سراپای وجودم را به سماع می خواند؛به هو هو و پایکوبی و رقص و اشک می خواند.
همه جانم مالامال زیستن است.همه روحم لبریز پیوستن است.و همه عشقم لبریز دوست داشتن است.
و می دانم.می دانم که دانسته هایم این بار نیز می شتابد به نمی دانمی دیگر؛به سرگشتگی یی آشناتر؛به بی قراری یی غریب تر ؛به شدنی کامل تر؛به زیستنی شگفت تر؛و به تلاطمی جانگدازتر.
و از این دوست داشتن تا دوست داشتن های پیشین؛فاصله بسیار خواهد بود؛از غرب تا شرق؛از خانه تا ویرانه؛از دیر تا بتخانه...
شاید!
2 نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387   توسط امیرعلی بارش   |