بارون اومد.یه بارون وحشی.وحشی تر از ذات هر آدمی.وحشی تر از تو.وحشی تر از عشق.و من، زیر این بارون،خیس از عرق ابرای آسمون بهار،دستامو باز کردم و با همه ی دوست داشتنم،خدا رو بوسیدم...
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387   توسط امیرعلی بارش
|
بارش،حرف های یک بنده خداست...حرف دل؛حرف هایی که اوراد سکوتش،فریاد خلوتش،لذت درد کشیدنش،ناله های تهی بودنش،خاطره های تنها بودنش،آسایش یکی نبودنش،دغدغه زیستنش و ... فغان اوست. در ایـن گنبد که ایـزد کــرده دوار نمی بارد به جز غم های بسیــــار مرا مهـری عـطا کــرده پدیـــــدار غم یار و غم یار و غم یــــــــــــــار
اســتفــاده از مطــالـب وبـلاگ بــا ذکــر مــنبع بلامـــــــــــــانع است