تبليغاتX
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــارش
جوان دیروز،جوان امروز،جوان فردا

یاحق

 عید مبعث مبارک

 

دوستانی که چشمانتان،چشمان بابصیرتتان،طاقت دیدن ظاهر افسارگسیخته ی من جوان را ندارد؛دوستانی که دوره افتاده اید به خیابان ها و با عبارات «عزیزم» و «پسرگلم» و «دخترخوشگلم» و هزار کلمه ی مثلاً غرورنشکن و فرهنگ مآبانه ی دیگر،من قرتی را امربه معروف  و نهی از منکر می کنید؛به اندازه ی یک دهه به عقب برگردید و خاطرات خوشتان را مرور کنید.روزهایی را که آن قدر این امربه معروف و نهی از منکر را لوث کردید که دیگر دلیل قیام سیدالشهدا نیز مبهم و کم ارزش جلوه داده می شد.

اگر آن روزها در خیابان های نه چندان رنگین تهران نه به همین شلوغی،از هر هزار نفر یکی مانتو می پوشید(از مانتوهای قدیم نه تی شرت های جدید!) و دوستان با او برخورد می کردند،آن برخوردها باعث شده است که دیگر همان یک مانتوپوش محجبه را نیز نبینیم،یا وقتی هم می بینیم آن قدر ذوق کنیم و از تعجب برّبر آن عزیز را نگاه کنیم که دست آخر،خانم بدحجاب یک جوری به ما بفهماند خیلی چشم چران و بی حیاییم!

فرهنگ شناسان این مرز و بوم فرهنگ پرور،این را من جوان جاهل نیز می دانم که کار فرهنگی برخورد مستقیم با معلول نیست؛کار فرهنگی رسانه می خواهد،یعنی کاری که برخوردش از غیر مستقیم هم غیر مستقیم تر است.یعنی به من جوان بفهمان این تیپ خوب نیست،غرب زدگی است(خدا پدر احمد فردید و جلال آل احمد را به خاطر ابداع این اصطلاح بیامرزد که وگرنه من یکی لال از دنیا می رفتم)،تهاجم کفار بی شرف است،ایرانی نیست،اسلامی نیست،نه این که به او بگویی فرزندم حق نداری(=غلط می کنی) این لباس زننده را بپوشی! ،تا فردا او لباس زننده را نپوشد و برهنه به خیابان بیاید و شما بخواهید برهنگی را منع کنید و الی آخر...

بزرگواران ما جوانان،اگر شما دل سوزید که ان شاءالله هستید؛باید این را هم بدانید که ظاهر نامناسب دلیل باطن نامناسب نیست و دلیل نمی شود کسی که چشمان سیاهی دارد،درون سیاهی نیز داشته باشد(دل چو بیناست چه غم دیده اگر نابیناست/خانه ی آینه را روشنی از روزن نیست  «صائب تبریزی» ) و اگر هم این حرف ها را می دانید(که بهتر از ما هم می دانید) روشی را پیش بگیرید که فردا روز،در میان منجلاب نداشته ها،غبطه ی داشته های یک دهه قبل خود را نخوریم...

2 نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385   توسط امیرعلی بارش   |