یاحق
آدم(ع) مبعوث شد،جسم تکامل یافت. محمد(ص) مبعوث شد،روح تکامل یافت.
عید مـــبعــــث مبارک
من نمی دانم تعریف دین چیست.من دوست ندارم تعاریف قلمبه سلمبه ی دیگران از دین را حفظ کنم و نفهمم.من جوان دین را آن جوری دوست دارم که می فهمم.
دین من دینی است که خدا دارد.دین من دینی است که رسول دارد.دین من دینی است که کتاب دارد،سعادت دارد،محبت و خوشی دارد،عید دارد،اتحاد و پیمان برادری دارد،جهاد و شهادت دارد،عفاف و مؤمن مهربان و خیلی چیزهای دیگر دارد.
دین من دینی است که وقتی خداوند از آورنده اش می پرسد:«در روز قیامت آمرزش امتت را می خواهی یا مقام شفاعت را؟»،او می گوید:«مقام شفاعت را» و زمانی که خداوند می گوید:«مقام شفاعـت را به تو می دهم ولی بگو چرا این مقام را می خواهی،در حالی که من تمام امتت را می آمرزم؟!» رسول دینم پاسخ می دهد:«چون می خواهم از امت های دیگر نیز شفاعت کنم.»
دین من دینی است که آورنده اش در میان عرب هایی که با دیدن نوزادان دختر خود رنگ می باختند،دستان دختر کودکش را بوسید و او را بانوی دو عالم نامید.
دین من دینی است که آورنده اش فرمود:«من از دنیای شما سه چیز را بر می دارم؛زن و عطر و نماز» و نه حتی نماز و عطر و زن.
دین من دینی است که وقتی همسر آورنده اش،می گفت:مرا پلیدی گرفته است و نمی توانم با تو نزدیکی کنم.می گفت:لباسی پوشیده تر بر تن کن و نزدیک تر بیا که من به محبت و خوشی تو نیازمندم.
دین من دینی است که آورنده اش،مردی را که بر خود سخت می گرفت تا انسان زاهدی شود،از مشقت و رنج بیش از حد بازداشت و فرمود:دین برای راحتی تو است،نه برای سختی تو.
دین من دینی است که صبر می آموزد و بر پیروان خود بشارت می دهد و می گوید:«یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلوة ان الله مع الصابرین؛ای کسانی که ایمان آورده اید از صبر و نماز یاری بگیرید که خداوند با صابرین است.»
دین من دینی است که به کسانی که خدا را عبادت نمی کنند،نمی گوید عذابتان می دهیم و صلیب می کشیمتان.می گوید:عبادت نمی کنید،اشکالی ندارد،ولی خودتان ضرر می کنید و از لذت دعا محروم می شوید.
دین من دینی است که آن عزیزی را که در کشورهای حاشیه ی خلیج همیشه نیلگون فارس و خیابان های شلوغ تهران دست به خودفروشی می زند تحقیر نمی کند،بلکه پیش از او عاملان فقر و نو کیسه گان طلای سیاه را محکوم می کند.
دین من دینی است که که بر جوانانش نهیب نمی زند که چرا جهاد و شهادت و جان بازی نسل پیش از خود را احترام نمی کنی؟ نهیب نمی زند که ای جوان، تو همه چیز شهدا را با بدحجابی خود بر باد دادی. بر کسی نهیب می زند که آن روزها بود و شاید از نزدیک هم خون شهدا را لمس کرد و به سر و صورت خود به تبرک مالید و حالا بر صورت جانبازان چنگ می زند وبر غنایم دست اندازی می کند. بر کسی نهیب می زند که بر خودش عیب می داند جانبازی را که گاز خردل و سیانور وسارین وسومان و تابون را یک جا به درون فرو برده است وخودسوزی کرده تا دیگری هوای تمیز تنفس کند،به بیمارستان و دکترها سفارش کند تا او نفس آخر را به راحتی بکشد.
دین من دینی است که بر دانش آموزان و دانشجویانی که از سر کج فهمانی می گویند:سهمیه ی کنکور نامردی است خرده نمی گیرد؛دین من بر بزرگ ترهایی خرده می گیرد که به خاطر بیرون بودن تار مویی (یا تار موهایی) و پوشیدن لباس زننده ای(که آن هم از سر کج فهمانی و شور و نشاط و غرور جوانی است و نه چیز دیگری!) با جوان برخورد زننده تری می کنند.
دین من دینی نیست که هر کس به سود منافع خودش تعبیری از آن می کند، دین من دینی است که که نشود از آن تعبیر سوء کرد.
دین من از خداست،برای محمد(ص) است،با علی(ع) است،نامش اسلام است و درد دل هایش آیه های قرآن است.
منبع:سنن النبی(ص) / علامه طباطبایی
(با تشکر از خانم نفیسه مرشدزاده و دوستان خوبم در همشهری جوان)